ناز بعد از یک روز طولانی دوش می گرفت. او در را نبست و معشوقه اش موفق شد وارد دستشویی شود. او از او خواست تا بار دیگر مالش دهد ، اما او دوست داشت زودتر از او زانو بزند و میله اش را می مکد. او فقط نمی تواند در برابر وسوسه خراب کردن معشوق دوست داشتنی نوجوان خود مقاومت کند.


